Datasets:

Search is not available for this dataset
text
stringlengths
8
240k
پی‌نوشت من بلم به همه خبر بدم که آپم
به امید نظرات خوشملتون اینجا ام بابای
راستی هر کی می‌خواد عکسمو ببینه بره ادامه
ورود داداشی ها ممنوع
شب تنهایی‌ام چاپ
رفتی و روح رو از خونه مون بردی
روز زندگی جدیدمون رو تو خونه خودمون شروع کرده بودیم که مجبور شدی روز تنهام بذاری . جدا شدن ازت سخت‌ترین جدایی زندگیم بود .
همش دارم این آهنگ رو گوش می‌دم که اون روز وقتی داشتی و اسم شام می پختی بهت گفتم آهنگ تقدیمی هست .
یه چیکه شادی یه مشت ستاره یه دل که هیچ وقت آروم نداره ما با همینا خوشبخت و شادیم ما حک شدیم تو برگای تقویم بخند عزیزم فردا تو راهه حلقه‌ای از نور تو دست ماهه بخند عزیزم شب غرق رازه پنجره‌های خوشبختی بازه می‌خوام تو چشمات اشکی نلغزه جوری بیام که برگی نلرزه بذار که قلبم پیشت بمونه تا دنیا شکل رویاهامونه به فکر اینم که غ...
من آرزویی جز تو نداشتم
به قلم پیشی در موضوع پیشی نامه پیوند این خاطره
جشن تو جشن تموم خوبیاست تولدت مبارک عشقم چاپ
کلللللللللللللللللللل هورا همه دست سوت آها
ای جونم بلههههههههههه امروز تولد عشقمه . تولد یکی یه دونم تاج سرم همسر عزیز تر از جونم . کسی که جونم می‌ره واسش هوراااااااااا . نبینم کسی ناراحت باشه یا اخم کنه ها امروز همه باید بخندن و شاد باشن . آخه فرشته من به دنیا اومده همچین روزی آخ قربون قد و بالات بشم من مرد افتاده و پخته ی من تکیه گاهم . خدا می‌دونه چقدر خوشح...
خب حالا بزن بریم سر جشن اهااااااااااا قر قر قر نبینم کسی نشسته باشه هااااا
حالا اشک شادی شمع و نگاه کن که و است می چکه چیکه چیکه کام همه رو بیا شیرین کن بیا کیک و ببر تیکه تیکه
همه جمع شده‌اند دور تو امشب گل بوسه می‌دن که بچینی عسل فقط مال منه هاااااااااااا
چاقو ایران موزه
در جشن تولدت عزیزم همه انگشترن تو نگینی .
نگا کن هدیه ها رو نگا بادکنکا رو همه رنگ و وارنگی عجب شب قشنگیییییییییییییییی
تولد تولد تولدت مبارک مبارک مبارک تولدت مبارک
تولدت مبارک عشقم . عمرم همه کسم زندگیم عسسسسسسسسسسسسسسسلللللللللل
انشالله یکصد و بیست ساله بشی و کنار هم سالم و خوشحال و خوشبخت باشیم عشق من . با تا کوچولو موچولوی خشگل که کنارمون باشن
دوس دارم داد بزنم
می خوامتتتتتتتتتتتت دلم و است تنگ شده عشقققمممممممممممممم
به قلم جوجو در موضوع جوجو نامه پیوند این خاطره
باشکوه‌ترین جشن زندگی جوجو و پیشی بر پا شد چاپ
آخخخخخخخخخخ خدایا بالاخره ما هم شرعاً هم عرفا زن و شوهر شدیم . واااااااااااااای روزی که این سایت و ساختیم به عشق این بودیم که روز خبر عروسیمون و به هم رسیدنمو توش ثبت کنیم .
بلهههههههههههههههه بالاخره در تاریخ بیست و هشت نود و دو ما دو تا همه جور مال هم شدیم . وای به خدا آن‌قدر قداست و شکوه و قشنگی داره که از ذوق نوشتنشم اشک تو چشام جمع شده عشقم . حالا از روز عروسیمونم می‌گم و می‌نویسم . فقط می‌خوام بدونی که عشقم بهت در حدی که غیر قابل گفتن و تو زبون نمی‌آد بهت بیشتر شده . الان کنارم نیست...
به قلم جوجو در موضوع جوجو نامه پیوند این خاطره
من و تو هر دو عاشق حالا به هم رسیدیم چاپ
مممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممماچ سلام سلام سلام
الهی من فدات بشم عزیز دلم پیشی من به خدا خودتم می‌دونی که چقد دوست دارم بیام و تک تک لحظه‌های قشنگ با تو بودن و ثبت کنم همه کسم اما چند تا مسئله هست یکی اینکه جوجو خیلی جیک جیکو و ریزه میزه گو اگه مثل پیشیش کم گوی و گزیده گوی بود که خوب بود قربونش برم . دیگه اینکه می‌دونی خیلی درگیریم و همین با جیک جیکو بودن جوجو جور ...
بله دیگه در تاریخ بیست و شش دوازده یک هزار و سیصد و نود و دو جوجو و پیشی رسماً زن و شوهر شدن و نامزدی که تو تاریخ یک هزار و سیصد و نود گرفته بودن و رسمی کردن . کلللللللللللللللللللللللللللللللل وای بالاخره انتظارمون تموم شد دیگه مال هم شدیم هوراااااااااااااا . قبلش جوجو خیلی استرس داشت همش فکر می‌کرد از پدر مادرش داره...
. خلاصه تو این مدت اتفاق زیاد افتاد پیشیم هی می‌رفت می اومد این دل منم که تو جاده صفا سیتی در رفت و آمد بود دیگه . حالا قضیه ی توزیع کارت و آدرس دادن جوجو هم حکایتی داره که حتماً می‌نویسم . امروزم که اینو می‌نویسم پیشیم کنارم نیست و صفا شهر و دلم خیلی هواشو کرده و الانم سر قضیه ناراحت شده که باید برم‌بش بزنگم و نذارم ...
به قلم جوجو در موضوع جوجو نامه پیوند این خاطره
بالاخره زن و شوهر شدیم ! چاپ
جوجو تو که این ورا نمی‌آی .
اومدم بنویسم بالاخره عقد کردیم و رسماً زن و شوهر شدیم . ایشالا که سالیان سال مثل همین روز ها شاد و خوشبخت باشیم .
دوست دارم عشق پاکم .
به قلم پیشی در موضوع پیشی نامه پیوند این خاطره
ماجرای کت و شلوار دامادی پیشیم چاپ
فدای پیشی خوش اندامم بشم امروز نیت کردیم بریم واسه عشقم‌ست کت و شلوار دومادیشو بگیریم قربون قد و بالاش برم من . جوجو هم کلک رشتی واسه مسئول گران‌قدرش اومد و امروز و استعلاجی گرفت اما خداییش به خاطر بی‌خوابی دیشب و سردرد و اینا هم نمی‌تونستم برم . صبح بلند شدم بهتر بودم دیگه پیشیم اومد و قرار بود بریم چند تا برند خوب و...
خلاصه ماشین پدر خانم و انداختیم زیر پا و رفتیم چند تا نمایندگی رو دیدیم و چند مدل پسندیدیم و گفتیم گروه کارشناسی و عصر میاریم .
تو ستار خان که پت و مت بودیم و ماشین و بیست کیلومتر پایین‌تر از جایی که خواستیم بریم پارک کردیم و کلشو پیاده رفتیم . هی پیشیم می‌گفت بیا برگردیم ماشین بیاریم هی من می‌گفتم نه الان می‌رسیم داریم پیاده روی می‌کنیم . هی می‌گفتم بریم جلوتر ساختمون مزون عروس آقا ما رفتیم با نهایت کلاس و اینا نشستیم و پنجاه مدل ژورنال گذاشت...
با پیشیم کلی تانگو رقصیدیم و رقص عروس داماد تمرین کردیم . کمم دیگه مثبت هجده
بعد از نهار قرار شد بریم دنبال مادر جون اینا بلههههه قصه از کجا شروع شد ؟ از کت شلوار و عصر بارونی
آقا رفتیم دنبال مادر جون اینا خیلی خوشحال شدم که خواهر شوهر عزیزمم اومد . خلاصه رفتیم پشت پارک شهر . آقا مگه بارون کمتر می‌شد . شر شر بود که میومد اوضایی بودا . پیاده چند تا مغازه رفتیم خوشمون نیومد که پیشیم زنگولید به دوسش ببینه کت شلوار و از چه مغازه‌ای خریده بود خلاصه اون وسط من و نانازم سر اسم جلبک و گاوعلی و مغاز...
الهی من قربونت برم تو لایق بهترینایی می پرستمت جیگرم عسل عسل
مبارکت باشه همه کسم
به قلم جوجو در موضوع جوجو نامه پیوند این خاطره
اولین قدم خرید عروسی چاپ
هورا هورا بالاخره امروز طلسم شکست وبا پیشیم رفتیم و اولین خرید عروسی و کردیم . امروز از سر کار که اومدم خیلی خسته بودم کم خوابیدم هممممم کم بوووووووود آخه واسه خرید باید فرش باشی خلاصه حدود ساعت بود که پیشیم اومد و اولاً بلهههههه آخ و اوخ و وای و و وی .
قرار بود بریم مغازه پسر عمه ی پیشی واسه لوازم آرایشی نمایندگی مارک خیلی خوب و داشت . مغازشم تو پاساژ توپ تو معالی باباد بود . خلاصه تو راهم من کنار پیشیم تو قسمت مردونه نشسته بودم و زنگ زدم دختر عموم که این چی خوبه اون چی خوبه و قیمت و اینا تا لااقل مزنه ی قیمت بیاد دستمون .
الهی من فدای پیشیم و مادر جون پدر جونم بشم من تو هیچ کدوم از مراحلای خرید یا هر چیزی که بوده بهم سخت نگرفتن و همیشه گفتن هر چی خودت دوست داری و به دلت اما منم خیلی دوس دارم که رعایت وضع پیشیم وبکنم که وقت نکنه از گرفتن جوجوش پشیمون شه و یاد دوران زشت مجردی بیوفته شوخیدم اما درکش می‌کنم که الان با این اوضاع نگران وضع ک...
بازم ازت ممنونم هستی من افتخارم تکیه گاهم خیلی دوست دارم و عاشقتم ده فک کنم تا الان ده و اینجا نگفته بودم انشالله سایت سالیان سال سالم و سلامت و شاد بالای سرم باشه با تو خوشبخت‌ترینم . خب دیگه پاشم برم به اوس کریمم عرض ادب بکنم .
به قلم جوجو در موضوع جوجو نامه پیوند این خاطره
یه بهار دیگه چاپ
الهی من فدای پیشیم شم امروز سر قضیه جوجو باعث ناراحتی پیشیش شد اما زود زود زود تموم شد و دوباره بهار عشق قشنگشون اومد . دوس ندارم بگم سر چی بود چون خیلی جالب نیست که تو محیط پر از عشقمون از دلیل دلخوریا بگم . الهی من قربونت برم زندگی من همیشه خدارو به خاطر وجودت شکر می‌کنم و ازینکه کنارمی ازت ممنونم . همیشه به منطقت ا...
عشق من تو هیچ وقت هیچ چیز واسه جوجوت کم نذاشتی حتی خیلی جاها دقت کردم و دست و دلبازیت بهم ثابت شده و همیشه خواستی اون چیزی که به دلم هست و و اسم بگیری . می‌دونم الانم سری مسائل ذهنتو درگیر کرده واسه کار و خرج زندگی . انشالله کنار هم زندگیمونو شروع می‌کنیم و با مشکلات کنار می‌آییم عمر من .
خیلی دوست دارم عشق منطقی من عشق پاکم تا جون دارم کنارت می‌مونم این گل‌های زیبا هم واسه قدر دانی از وجودتو عذر خواهی جوجو
اینم عسل واسه شیرین‌ترین عسل دنیا که طعم دهنده زندگی منه
دوست دارم آرامش بخشم
به قلم جوجو در موضوع جوجو نامه پیوند این خاطره
نام و عکس گروه دوستی ما
صدای پای آب
روزگارم بد نیست
تکه نانی دارم خرده هوشی سر سوزن شوقی
مادری دارم بهتر از برگ درخت
دوستانی بهتر از آب روان
و خدایی که در این نزدیکی است
لای این شب بوها پای آن کاج بلند
روی آگاهی آب روی قانون گیاه
قبله ام یک گل سرخ
جانمازم چشمه مهرم نور
دشت سجاده من
من وضو با تپش پنجره‌ها می‌گیرم
در نمازم جریان دارد ماه جریان دارد طیف
سنگ از پشت نمازم پیداست
همه ذرات نمازم متبلور شده است
من نمازم را وقتی می‌خوانم
که اذانش را باد گفته باشد سر گلدسته سرو
من نمازم را پی تکبیره الاحرام علف می‌خوانم
پی قد قامت موج
کعبه ام بر لب آب
کعبه ام زیراقاقی‌هاست
کعبه ام مثل نسیم باغ به باغ می‌رود شهر به شهر
حجرالأسود من روشنی باغچه است
پیشه ام نقاشی است
گاه گاهی قفسی می‌سازم با رنگ می‌فروشم به شما
تا به آواز شقایق که در آن زندانی است
دل تنهایی‌تان تازه شود
چه خیالی چه خیالی .
خانه دوست کجاست ؟
در فلق بود که پرسید سوار
آسمان مکثی کرد
رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید
و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت
نرسیده به درخت
کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است